تبليغاتX
.

.

برنامه این هفته

پنجشنبه ۲۹ مرداد

 

 

 

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

 

این هم کودکان این هفته هیئت الشهدا

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 10:31  توسط خادم الشهدا  | 

بسم رب الشهدا

سلام برادر شهيدم! نامت چه بود؟ يادم رفته است.

سلام مرا هم به حضرت روح‌الله برسان! برادر شهيد من، خدا هنوز زنده است؟

نکند تو ديگر برادر من نباشي؟ سلام برادر شهيد من!

برادر! امروز ديگر بر سر خواهرم چادري نيست تا که از خون سرخ تو سياهتر باشد!

برادر راستي، کربلا که اسطوره نبود، بود؟

سيدالشهدا را مي‌شناسي؟ من مايکل جکسون را مي‌شناسم،

و هاکلبري فين را! تو چطور؟ بيل گيتس را مي‌شناسي؟

در اين دوره زمانه، حرف از بازنگري در دين خدا زده ميشود،

براي خدا هم نسخه مي‌پيچند! برادر! خدا آيا حواسش نبود چه ميگويد؟

اينجا گرگ و ميش است!

البته نه به خاطر اينکه خورشيد هنوز سايه­ي گرمش را بر سرمان نگسترانيده است،

بلکه به خاطر شبيه بودن ذاتي گرگها و ميشها!

هم گرگها لباس ميش پوشيده‌اند و هم ميشها تابلوي من گرگ هستم بر گردنشان آويخته!

برادر شهيد من، فانوس داري؟ براي خودت نگه دار. من اين وضع را دوست دارم.

تو را هم دوست دارم.

نکند از قاب عکس بيرون بيايي!

برادر شهيدم!

بسيار دوستت ميدارم اما از من مخواه. مخواه که مانند تو بيانديشم

و در انديشه شهادت باشم. برادر اينجا آزادي انديشه است!

راستي در ملک خدا هم آزادي هست؟ نيست؟

خب پس نميفهمي چه ميگويم، اين آزادي که ميگويم خيلي چيز خفني ست!

گرگ و ميش ميکند همه جا را، حتي بهشت را!

برادر شهيدم! راستي نامت چه بود؟ يادم رفته است .........

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 13:5  توسط خادم الشهدا  | 

مهد کودک هيئت الشهدا

      هیئت الشهدا را که میشناسید . هر پنج شنبه قبل از اذان مغرب عده ای که هنوز گاهی به یاد شهدا می افتند جمع می شون و در کنار قبور شهدای گمنام مدفون در شهرک شهید محلاتی عاشورا می خوانند .فرقی نمی کند جه کسانی هستند .پیر و جوان و زن و مرد و حتی کودکان .آری کودکانی که آینده این کشورند و امروز لطف خدا شامل حال آنها شده که ساعتی را در کنار این شهدا و در این محیط معنوی مراحل رشد خود را بگذرانند .

     مدتی بود که می آمدند همراه والدینشان ام کم طاقت بودند و کم حوصله .و والدین مجبور بودند فکری به حال آنها بکنند تا مبادا خسته شوند و بدین جهت برای جلوگیری از بی نظمی در هیئت .هیئت را ترک میکردند .

     اما این هفته اتفاق جدیدی افتاد . تعدادی از خواهران عضو هیئت این کودکان را جمع کردند و در قسمتی از محوطه مقبره فرشی پهن نمودند و شروع به سرگرم کردن آنها نمودند . صحنه خیلی زیبای بود .واقعا غیر قابل توصیف بود .همان لحظه به ذهنم رسید که درباره مهد کودک الشهدا بنویسم.

راستی فکر میکنید شهدا به این کودکان عناین ویژه ای دارند ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 12:12  توسط خادم الشهدا  |